از دید
ناظران، امروزه هر شهر معرف یک شهرداری و هر شهرداری به نوعی ضامن توسعه هر شهر
قلمداد میگردد. از نامگذاری معابر تا تنظیف شهر و کنترل ساخت و سازها و تامین و
نگهداری فضای سبز شهری همه و همه از وظایف یک نهاد عمومی و غیر دولتی به نام
شهردای به شمار میرود. به جرأت می توان گفت که شهردای بیشترین مداخلات را در
زندگی شهروندی داشته و از همین رو بیشترین کنشها و تنشهای متقابل هم از همین نهاد
با شهروند ایجاد میگردد تا جاییکه شهروندان عموماً گلایه های روزمره خود را از
شهرداریها شروع می کنند. از چاله های خیابان تا زردی چمنهای رفیوژها، از لیز خوردن زمستانی خودروها در معابر تا نمای
نامناسب ساختمانها و بسیار مواردی که میتوان هر روز آنها را مشاهده کرد، شنید و به
آنها تأمل کرد. اما آیا شهرداریها وظایف قانونی خود را به نحو مطلوب و جهت رفاه
حال شهروندان انجام میدهند؟ آیا شهروندان هم وظایفی در قبال شهرداریها دارند؟
اصولا رابطه شهروند و شهرداری تا چه حد مطلوب بوده و با استانداردهای فعلی داخلی و
بین المللی قابل مقایسه است؟
