مهندس روح اله رستمی

وبلاگ شخصی مهندس روح اله رستمی

وبلاگ شخصی مهندس روح اله رستمی

مهندس روح اله رستمی

درخصوص رزومه کاری، طرحها و فعالیتها و ...

فلسفه عاشورا

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ب.ظ

تاریخ پر از درسهای بزرگ و آموزنده برای ما خواهد بود اگر که بخواهیم به آن نگاهی با تامل بیاندازیم. ولی امان از خرافه ای که می گوید با ترک عادت دچار مرض می شویم که اتفاقاً می خواهم بگویم باید بسیاری از عادات را ترک کنیم تا مرضهایمان کمتر شود و باید شهامت به خرج دهیم و بگوئیم ما وقتی که از معانی و مفاهیم کلمات دور و دورتر می شویم به عادت روی می آوریم ، آری ما بنده عادتهای چندین و چند ساله خودمان شده ایم. عادتهایی که به مرور مفاهیم را کنار زده اند و برای جلای بیشتر خود هر از گاهی شاخ و برگی جدید به خود اضافه کرده اند و این حکایت هر روزِ روز ماست که موجب گذشت عمر و خسران روزگارمان شده است. 

شهادت حسین(ع)، امام سوم شیعیان و آزادمردان جهان بهانه ای شد تا متنی بنویسم برای او. شاید هم برای خودمان. و اینکه ما امروز در کجا قرار گرفته ایم و در چه مسیری حرکت می کنیم، حق یا باطل؟  ما از ارادتهای خودمان به این امام می گوئیم و سینه چاک علمداری او هستیم و در یک کلمه ما خود را سوگوار مظلومیت تاخت و تاز باطل بر حق می دانیم و می گوئیم اگر امروز حسین زنده بود یارانش از هفتاد ودو تن به هفتادو دو میلیون تن می رسید و ما هم در لشگر حق برای خودمان جایی داشتیم اما اگر حوصله داشته باشیم و بی ریا و بی بده بِستان بخواهیم قضاوت کنیم باید بگوئیم شاید چنین نباشد. نمی دانیم رسم سوگواری بر حسین چطور به اینجا رسیده اما هرچه هست باید قبول کرد کمی مفاهیم حسینی را نمی دانیم و گویا بیشتر تقلا می کنیم گریه کنیم بر واقعه ای جانگداز و حتی معلوم هم نیست که همه گریه های ما برای حسین باشد. ولی گریه های از روی عادت به عاشورای پر از مفاهیم ناب چه سودی می تواند داشته باشد اگر که زمینه تفکر به چراییِ حرکت حسین از مدینه به کربلا را ندانیم؟ گفتگوهای حسین با یارانش در این مسیر را حلاجی نکنیم و نکته مهمتر اینکه چرا فقط برای حسین گریه باید کرد و برای جهل مردم نباید گریست؟ چرا برای تکرار تاریخ حق کُشی در نقاط مختلف جهان نباید سوگواری کرد؟ برای هزاران انسان آزاده و البته نه در حد امام حسین علیه السلام اما به همان درد که به جهل عده ای و پشت کردن عده ای دیگر خون آنها ریخته شده و گویا ریخته خواهد شد و همه اینها را در یک جمله باید خلاصه کرد، ما در درس خود، کتاب تاریخ را در زنگ تفریح می خوانیم و کتاب عاشورا را در زنگ ورزش. آشنا بودن به رسوم محرم و عزاداریهایمان و بزرگتر شدن طبل های دسته های عزای ما وقتی گره ای از کار ما نگشاید و همزمان بر طبل جهل و خودخواهی هایمان بکوبیم عبس خواهد بود و بزرگان ما هم گویا هنوز چاره ای برای آن نیاندیشیده اند و این همان چیزیست که در فلسفه عاشورا فراموش شده است. ما به درس زندگی باید برگردیم و کتاب عاشورا را دوباره در زنگ تاریخ و اجتماعی بخوانیم . عاشورا مفاهیمی چون تلاش و خستگی ناپذیر بودن در رسیدن به مقصد را در خود جای داده است. عاشورا رعایت حق الناس و بخشش را در عین مردانگی به ما می آموزد. فصلی از کتاب عاشورا کَند و کاو در درون و غلبه بر نفس را به ما یاداوری می کند و فصلی دیگر به تکریم خانواده در مشقت ها اشاره می کند. عاشورا دروغ و ریا را در سیاست و مردم داری نفی می کند و عزل و نصب شایستگان در صفوف اداری را به ما می آموزد و خلاصه اینکه عاشورا را در کل دوران زندگی باید آموخت و در عمل باید شکوه آن را به جهانیان نشان داد. عاشورائیان باید در علم و عمل پیشرو باشند و شاگردانی همچون خودشان را پرورش دهند تا مکتب صحیح عاشورا زنده بماند نه اینکه بعضاً جاهلان در صفوف اول پس از یازده ماه فرومایگی بیرق یا ابا عبدالله بر دست بگیرند. اما آیا حقیقتاً ما همینگونه ایم؟ مگر نه این است که در هیچ جای عاشورا خود زنی و شکافتن سر با شمشیر به چشم نمی خورد. در کجای مکتب عاشورا خوراندن غذاهای لذیذ به همسایگان مُتموِل به نام نذری نوشته شده است و در کدام صفحه ای از آن یکی دو ماه سیاهپوشی و خواندن مرثیه های تخیلی و آغشته به جهل و دروغ به عنوان اصول و مبانی حرمت عاشورا بیان شده است؟ بیشتر نباید گفت که حقیقت آشکارتر از آن است که ما بگوئیم و نهایت اینکه ما اگر می خواهیم عاشورا را جاودانه کنیم باید در عمل به آن جهد کنیم و با غرق شدن در تعصبات بی معنا و رسوم بی ریشه در نگاه جهانیان موجب صدمه به این ارزش اسلامی نشویم اگر که ادعای بر حق بودن را یدک می کشیم. مکتب عاشورای ما بسیار والا و ارزشمند است اگر که در قضاوت تمام خلق الله صادقانه به همه مفاهیم آن عمل کنیم و سعی در محدود کردن آن به رسوم مستحبی نداشته باشیم و امروز اگر امامان را برای تن و جسم آنها ستایش کنیم و جراحات وارده بر آنها را برای تشدید احساسات عوام مکرر عنوان نمائیم دیگر از بطن عمل امامان چیزی برای بیان نخواهیم داشت و این گمراهی ثمره ای جز تباهی عمر ما و دور شدن دانایان از این مکتب نخواهد داشت. به امید درک فلسفه واقعی عاشورا.

روح اله رستمی. یازدهم مهرماه یک هزار و سیصد نود و شش

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۱
روح اله رستمی

نظرات  (۱)

درود و افرین بر مهندس رستمی. حقا که قلم بسیار توانایی دارید.منتظر کتاب های شما هستیم استاد. 
پاسخ:
ممنون آقا مصطفی. شما لطف دارید. انشااله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">